معنی مهرمة
5 بازدید
[ مَ رَ مَ ] (ع مص) سخت پیر و کلان گردیدن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مهرم. هرم. || (اِ) پیری و سبب پیری. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مهرمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر