معنی مهرخوان
5 بازدید
[ مِ خوا / خا ] (اِ مرکب) خطاب باشد از سلاطین به امرا و ارکان دولت که او را از روی مهر به لقبی خوانند مثل آصف جاه و آصف الدوله و رکن الدوله و امثال آن. (از آنندراج) (از برهان). || (نف مرکب) خواننده و انجام دهندهٔ این عمل. خطاب کننده.
کلمات همقافیه با «مهرخوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر