معنی مهرخ
7 بازدید
[ مَ هْ رُ ] (ص مرکب) ماه رخ. که دارای رخساری چون ماه است. || مجازاً، زیبا. خوب روی : از مه رخ من شدی خبرپرس ها مه رخ مهربانم این است.نظامی. ساقی چو یار مه رخ و از اهل راز بود حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم.حافظ.
کلمات همقافیه با «مهرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر