معنی مهرجرد
6 بازدید
[ مِ جِ ] (اِخ) از طسوج رودبار قم. (تاریخ قم ص ۱۱۶).[ مِ جِ ] (اِخ) دهی به حدود یزد: مهرنگار در کنار میبد دهی دیگر بساخت و آن را مهرجرد نام کرد یعنی مهرگرد. (تاریخ یزد).[ مِ جِ ] (اِخ) مهرگرد. از قنوات وقفی شهر تهران، در سمت شمال. مقدار آب آن دو سنگ و مسافت مادرچاه تا شهر حدود نیم فرسنگ است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مهرجرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر