معنی مهرة

معنی مهرة

59 بازدید
[ مَ هَ رَ ] (ع ص، اِ) جِ ماهر. (اقرب الموارد). رجوع به ماهر شود.
[ مِ هَ رَ ] (ع اِ) روش نیکو، گویند لم نعط هذاالامر المهرة؛ ای لم نأته من وجهه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || جِ مُهر. (اقرب الموارد). رجوع به مهر شود. || جِ مُهرَة. (منتهی الارب). رجوع به مهرة شود.
[ مُ رَ ] (ع اِ) مهر ماده یعنی کره اسب ماده. (از اقرب الموارد). رجوع به مهر شود: بچه اسب چون از مادر بزاید و بر زمین آید نر را مهر و ماده را مهره گویند. (تاریخ قم ص ۱۷۸).
[ مُ رَ ] (ع اِ) استخوانی است در میانهٔ سینه، یا استخوانی است در برسوی سینه. (منتهی الارب). استخوانی است در قسمت «زور». (از اقرب الموارد). مهر. (منتهی الارب). || بند استخوان استوار سینه بهم پیوسته یا کرکرانک استخوان پهلو. (منتهی الارب). غضروفهای دنده ها، و بندهای استخوان سینه که بطور استوار بهم پیوسته است. (ناظم الاطباء). ج، مُهَر. رجوع به مهره شود.
[ مُ رَ ] (ع اِ) مهره که بدان زنان مردان را به دوستی مبتلی سازند، و آن فارسی است. ج، مُهَر، مهرات [ مُ هَ / مِ هَ ] . (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به مهره شود.
[ مَ رَ ] (اِخ) از اجداد جاهلی یمانی است به نام مهرةبن حیدان بن عمروبن حافی و شتران مهری و مهریة بدانها نسبت دارند. (از الاعلام زرکلی ج ۸). و رجوع به مهری و مهریة شود.

کلمات هم‌قافیه با «مهرة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید