معنی مهران‌رود

معنی مهران‌رود

4 بازدید
[ مِ ] (اِخ) از بلوکات ولایت تبریز. دارای ۱۰۱ قریه است و مرکز آن باسمنج است. (جغرافیای سیاسی کیهان). نام یکی از دهستانهای چهارگانهٔ بخش بستان آباد شهرستان تبریز. محدود است از شمال به دهستان مواضعخان از بخش ورزقان، از جنوب به دهستان سهندآباد از بخش بستان آباد، از مشرق به بخش سراب و دهستان اوجان از بخش بستان آباد، از مغرب به بخشهای اسکو و دهخوارقان. آب آن از چشمه و قنات و رودخانهٔ اوجان تأمین می شود و گردنهٔ مشهور شبلی به ارتفاع ۱۶۵ متر در این دهستان واقع است. این دهستان از ۶۴ آبادی تشکیل شده و دارای ۴۰۲۵۹ تن سکنه است. مهمترین قرای آن عبارتند از: باسمنج، بارنج، بخشایش، کلوانق، آلانق، کردکندی، کرسیسان، ایرانق، گرکان، سقین سرای. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «مهران‌رود»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ود» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید