معنی مهرافروز
4 بازدید
[ مِ اَ ] (نف مرکب) فروزنده و روشن کنندهٔ مهر. که خورشید از آن نور گیرد. که به خورشید فروغ دهد: بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز را دامی به راهی می نهم مرغی به دامی می زنم. حافظ.
کلمات همقافیه با «مهرافروز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر