معنی مهرآذر
5 بازدید
[ مِ ذَ ] (اِخ) پارسی. از موبدان پارس و از مردم اصطخر است به عهد نوشیروان. وی با هرمزدآفرید و چند موبد دیگر از پارس به فرمان نوشیروان بیامده است و با مزدک مباحثه کرده و به حجت دین او باطل گردانیده. (مجمل التواریخ و القصص ص ۹۵): وز اصطخر مهرآذر پارسی بیامد به درگاه با یار سی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «مهرآذر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذر» برای سرودن شعر