معنی مهدی پهلوان
6 بازدید
[ مَ یِ پَ لَ ] (اِخ) محمدمهدی. شاعر و پهلوان بود و در قرن نهم می زیست و از برخی دانشها و کمالات بهره داشت و در کشتی گیری و پهلوانی سرآمد اقویاء زمان و در موسیقی مشق نموده بود. امیر علیشیر او را ستوده است. از اوست: نیست ره پیش سگان او من بیچاره را تا بدیشان گویم احوال دل صدپاره را. (از تذکرهٔ صبح گلشن ص ۴۷۸).
کلمات همقافیه با «مهدی پهلوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر