معنی مهدی شهرستانی
6 بازدید
[ مَ یِ شَ رِ ] (اِخ) (میرزا...) فرزند حبیب اللََّه. شاعر و از ارکان دولت صفوی بود و به صدارت رسید و به سال ۱۰۸۱ هـ . ق. درگذشت. از اوست: تیغ از آن پیوسته دارد آن کمر را در میان می رسد آخر به جایی هرکه صاحب جوهر است. (از تذکرهٔ صبح گلشن ص ۴۷۹) (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۱۷). و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «مهدی شهرستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر