معنی مهدم
5 بازدید
[ مُ دِ ] (ع ص) ناقة مهدم؛ ماده شتر سخت آزمند گشن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ مَ دُ ] (اِ) پرنده ای است صاحب مخلب و دم او ابلق می باشد و آن را پر تیر سازند. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج) (از جهانگیری) (از ناظم الاطباء): گه کنی تیر چرخ را مرغش گه کنی زاغ شام را مهدم. امیرخسرو (از جهانگیری). || کبوتری که تمام پر او سیاه و دم او سفید باشد. (از برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مهدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر