معنی مهداج
5 بازدید
[ مِ ] (ع ص) شترمادهٔ نالان. (منتهی الارب). شترماده ای که از برای بچه اش ناله می کند. (از اقرب الموارد). ناقة مهداج؛ ماده شتر نالان. (ناظم الاطباء). || باد بانگ کننده. (مهذب الاسماء). بادی که دارای حنین است. (از اقرب الموارد). ریح مهداج؛ باد با بانگ و فریاد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مهداج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر