معنی مهجولان
5 بازدید
[ مَ هْ جَ / جُو ] (ص مرکب) که جولان و سیر و گردش او چون ماه است. با جولان کردنی چون ماه. || جولان کننده بر ماه. پیمایندهٔ ماه که به کنایه مراد رخسار معشوق است. بر ماه رخسار آینده و رونده : ای زلف بتم عقرب مه جولانی جادوصفتی گرچه به ثعبان مانی آخر نه بهشت حسن را رضوانی دوزخ چه نهی در جگر خاقانی.خاقانی.
کلمات همقافیه با «مهجولان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر