معنی مهت
5 بازدید
[ مِ هَ ت ت ] (ع ص) مرد بسیارسخن سبک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مِ هَ ت ت ] (ع اِ) آلت قدح کحالان. (یادداشت مؤلف): بدین سبب استادان این صنعت سر مهت را که آلت قدح است گرد کرده اند تا عنبیه را نبرد و نخراشد و اگر نه از بهر این معنی بودی سر مهت تیز کردندی تا قدح آسان تر بودی و مهت آسان گذشتی. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || مهت مجوف؛ آلت دیگری است کحالان را برای آب چشم. میل بیرون کردن آب از چشم آب آورده. (یادداشت مؤلف). مهت آلتی است از مس سرخ آب بدان گشایند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «مهت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هت» برای سرودن شعر