معنی واژه مهاوی
0 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مَهْوی ََ و مَهْواة. (اقرب الموارد). مغاکهایی که میان دو کوه باشد. پستیهای زمین میان دو کوه : بقایای امم در مهاوی قصور و نقصان قرار گرفته. (تاریخ بیهق ص ۴). کوکب کتابت از مهاوی هبوط به اوج ثریا رسید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۶۷). چون اصرار او بر جهل و غوایت و تهافت او در مهاوی ضلالت بدید ساز محاربت ترتیب داد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۹۷).