معنی مهاودة
3 بازدید
[ مُ وَ دَ ] (ع مص) با هم وعده کردن و آشتی نمودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || یکدیگر را مایل گردانیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج). مایل شدن. (از اقرب الموارد). || بازگردیدن با هم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). معاودت. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مهاودة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر