معنی واژه مهامه
3 بازدید
[ مَ مِ هْ ] (ع اِ) جِ مَهْمَهْ. دشتهای دوردست و زمینهای خالی و ویران. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): تا راه توان یافت به دریا ز ستاره تا دور توان گشت به توشه ز مهامه. منوچهری. عادت روزگار... همین است که... یاران مشفق را در مهامه اشتیاق درد فراق چشاند. (سندبادنامه). اصحاب او بسیار در قید اسار افتادند و دیگران در مهامه و فیافی افتان و خیزان. (جهانگشای جوینی).