معنی مهادات
5 بازدید
[ مُ ] (ع اِمص) مهاداة. اعتماد بر دیگری در رفتار. (ناظم الاطباء). || به یکدیگر هدیه دادن : مکاتبات و ملاطفات و مهادات پیوسته گشت. (تاریخ بیهقی ص ۶۸۲). با وی تذکره ای است چنانکه رسم رفته است و همیشه از هر دو جانب چنین مهادات و ملاطفات می بوده. (تاریخ بیهقی ص ۲۰۹). بگوی که نگاهداشت رسم را این چیز فرستاده آمد بر اثر عذرها خواسته آید و سزای هر دو جانب مهادات و ملاطفات شود. (تاریخ بیهقی ص ۲۱۰). به طریق مهادات و ملاطفت و انواع مبرات به دست آورد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۱۰). و رجوع به مهاداة شود.
کلمات همقافیه با «مهادات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر