معنی من یزید

معنی من یزید

8 بازدید
[ مَ یَ ] (ع جملهٔ اسمیهٔ استفهامی) مخفف «هل من یزید»؛ یعنی آیا کسی هست که زیاده کند. (آنندراج). || (اِ مرکب) نوعی از بیع که هر که از دیگر خریداران قیمت زیاده دهد خرید نماید. (غیاث) (آنندراج). حراج. مزایده : تا که در من یزید دور بود روی نرخ امل به ارزانی.سوزنی. داده ام صد جان بهای گوهری در من یزید در دو عالم داده ام هم رایگان آورده ام. خاقانی. دنیا به عرض فقر بده وقت من یزید کآن گوهر تمام عیار ارزد این بها.خاقانی. دل و جانش را در موسم معاملت عشق به من یزید برداده. (سندبادنامه ص ۱۸۲). کرده و ساختهٔ خویش به من یزید عرض نمی برد. (المعجم فی معاییر اشعارالعجم) (یادداشت مرحوم دهخدا). بی معرفت مباش که در من یزید عشق اهل نظر معامله با آشنا کنند.حافظ. تورانشه خجسته که در من یزید فضل شد منت مواهب او طوق گردنم. حافظ. - به من یزید فروختن؛ حراج کردن. (یادداشت مرحوم دهخدا): جانان مده اگر دو جهانت دهند از آنک یوسف به من یزید نشاید فروختن. میرخسرو (از آنندراج). آنچه از فرایض جمع شده باشد به من یزید بفروشد. (تاریخ قم ص ۱۷۶). - به من یزید نهادن؛ در من یزید نهادن. در حراج گذاشتن. به حراج قرار دادن. به مزایده گذاشتن : روایت کرده اند که کودکی در بعضی از غزوات اسیر کرده بودند و در من یزید نهاده. (کیمیای سعادت). مدتی است تا معشوقهٔ دلم به دست غوغای عشق داده است و جانم در من یزید هجر نهاده. (سندبادنامه ص ۱۹۰). جمله را به غارت بیاورد و زنان و فرزندان به من یزید نهاد. (تاریخ طبرستان). - من یزید کردن؛ افزودن خواهی در بها. حراج کردن. زیاده طلبی کردن در قیمت : رنج غربت نزدیک من ستوده تر از آنکه حسب و نسب در من یزید کردن و دشمنی راکه همیشه از ما کمتر بوده است تواضع نمودن. (کلیله و دمنه) (یادداشت مرحوم دهخدا). هست در بازار جودت جان معن زائده کرده خلقان سخای حاتم طی من یزید. سوزنی. جایی که دلال شمشیر او در روزبازار معرکه ارواح را من یزید کردی. (لباب الالباب عوفی). || فروخت کالا. || بازار. (غیاث) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «من یزید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید