معنی من لدن
7 بازدید
[ مِ لَ دُ ] (ع حرف جر +اسم) از نزد. از جانب و در شواهد زیر مقصود خداست، مخفف من لدن حکیم علیم، یا من لدن حکیم خبیر، چنانکه در سورهٔ نمل آیهٔ ۶ و سورهٔ هود آیهٔ ۱ آمده است : پس دهان دل ببند و مهر کن پر کنش از باد کبر من لدن.مولوی. کسب کن سعیی نما و جهد کن تا بدانی سر علم من لدن.مولوی. باز آمد کای محمد عفو کن ای ترا الطاف علم من لدن.مولوی.
کلمات همقافیه با «من لدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر