معنی منگنه
8 بازدید
[ مَ گَ نَ / نِ ] (اِ) معصره و جندره و جوازان و جواز و ابزاری که بدان بر میوه جات و مانند آن فشار وارد می آورند تا آب آن گرفته شود و نیز ابزاری که در گرفتن روغن بزورات به کار می برند. (ناظم الاطباء). دستگاه فشردن. ماشینی که بدان دانه ها یا میوه را فشار دهند گرفتن آب یا روغن را از آنها. || ابزاری مر چاپچیان را. || آلتی برای فشردن اجسام چون پشم و پنبه و کاغذ و جز <۵۳۰۶۴۰۱۴۰۱۲۱۷۰۳۰۱>... اینها. || ابزاری مر آهنگران را. (ناظم الاطباء). || ابزاری که با آن دگمه و جادگمه سازند: رواج منگنه برای تزیین منسوجات و اقمشه در کاشان و غیر آن. (المآثر و الآثار ص ۱۰۲).
کلمات همقافیه با «منگنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر