معنی منکهٔ هندی
5 بازدید
[ مَ کَ یِ هِ ] (اِخ) یکی از نقلهٔ کتب از هندی به عربی و او از جملهٔ اسحاق بن سلیمان بن علی الهاشمی بوده است. (ابن الندیم) (یادداشت مرحوم دهخدا). یکی از اطباء و نقله و مترجمین از هند، معاصر یحیی بن خالد و اسحاق بن سلیمان بن علی الهاشمی، طبیب بیمارستان و او کتاب سسرد را که به منزلهٔ کناش است در ده مقاله به امر یحیی بن خالد تفسیر کرد و نیز کتاب اسماء عقاقیر هند را برای اسحاق بن سلیمان ترجمه کرده است. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به ابن الندیم و الحلل السندسیة ص ۳۷ و عیون الاخبار ج ۱ ص ۲۴ و ۲۵ و تاریخ علوم عقلی صفا ذیل کنکه و عقدالفرید ج ۵ صفحات ۳۴۷ و ۳۴۸ شود.
کلمات همقافیه با «منکهٔ هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر