معنی منهم
14 بازدید
[ مُ هَ م م ] (ع ص) پیه گداخته. (آنندراج). گداخته شده مانند پیه و جز آن. (ناظم الاطباء). گداخته (پیه و تگرگ و برف و جز آن). آب شده. (از یادداشت مرحوم دهخدا). || پیرشونده. (آنندراج). پیرشده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر