معنی منن
6 بازدید
[ مِ نَ ] (ع اِ) جِ منت. (اقرب الموارد) (غیاث) (آنندراج) (ناظم الاطباء): هرچه یابد ببخشد و ننهد به رسانندگان مال منن.فرخی. چون گردن احرار ز بار منن خویش دهقان اجل احمد سمسار شکسته.سوزنی. کای خدا زین خواجهٔ صاحب منن چون نیاموزی تو بنده داشتن.مولوی. - ذوالمنن؛ خداوند تبارک و تعالی. (ناظم الاطباء). رجوع به ذوالمنن شود.
کلمات همقافیه با «منن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نن» برای سرودن شعر