معنی منقولات
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) چیزهای روایت شده و اخبار و احادیث دیگران و مطالب تاریخی و متعلق به تاریخ. (ناظم الاطباء). جِ منقولة، تأنیث منقول مقابل معقولات : از منقولات کلام اردشیر بابک و مقولات حکمت اوست که... (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۸). رجوع به منقول شود. || اموال قابل حمل و نقل : جنید گوید تا توانی منقولات خانه سفالین ساز. (ترجمهٔ رسالهٔ قشیریه چ فروزانفر ص ۵۱). اثاث و امتعه و مکنوز و مدخر از محمولات اثقال و منقولات احمال خانه به جایگاهی نقل باید کردن که اختیار افتد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۸۹).رجوع به منقول (معنی پنجم) شود.
کلمات همقافیه با «منقولات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر