معنی منقلی
8 بازدید
[ مَ قَ ] (ص نسبی) منسوب به منقل. رجوع به منقل شود. || اهل منقل؛ عملی. آدم تریاکی و مبتلا به استعمال تریاک. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «منقلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر