معنی منفی

معنی منفی

5 بازدید
[ مَ فا ] (ع اِ) جای توقف کسی که اخراج بلد شده باشد. (ناظم الاطباء). آنجای که کسی را بدانجا نفی کرده باشند. محل نفی کردن کسی. محل نفی. محل تبعید. تبعیدگاه. (یادداشت مرحوم دهخدا). جایی که کسی را بدانجا نفی کرده باشند. (از اقرب الموارد): گر به منفی جانب فردوس می رفتم ز طوس در نظر فردوسم از بجنورد نیکوتر نبود. ملک الشعرای بهار.
[ مَ فی ی / مَ ] (ع ص) نیست کرده شده. (غیاث) (آنندراج). || نفی شده. مقابل مثبت. (یادداشت مرحوم دهخدا). - جواب منفی؛ پاسخ غیرمثبت. - فعل منفی؛ فعلی که مسبوق به ادات نفی باشد: نپسندید. نمی رود. || نفی کرده شده و دورکرده شده و رانده شده و اخراج بلدشده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تبعیدشده. نفی بلدشده. تبعیدی. || عدد غیرمثبت. (کشاف اصطلاحات الفنون). - عدد منفی؛ عددی که از صفر کوچکتر باشد و با نشان (-) نوشته شود، مثلاً ۷- . (از فرهنگ اصطلاحات علمی). || نزد علمای عربیت خلاف موجَب. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «منفی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید