معنی منفوع
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) منتفع. متمتع. برخوردار. بهره مند. (یادداشت مرحوم دهخدا): چرا مردمان دگر شهرها چنانکه ایشان، تا منفوع شدندی به ایمان چنانکه قوم یونس. (تفسیر ابوالفتوح ج ۵ ص ۳۶۱ چ علمی).
کلمات همقافیه با «منفوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر