معنی منفوش
8 بازدید
[ مَ ] (ع ص) پشم زده. (مهذب الاسماء). پنبه و پشم زده، ای به کمان ندافی ازهم پاشیده شده. (غیاث) (آنندراج). ندیف. مندوف. حلیج. محلوج. فلخیده. فلخمیده. غاژده. واخیده. شیده. زده (پنبه و پشم). (یادداشت مرحوم دهخدا). - عهن منفوش؛ پشم رنگین زده. (منتهی الارب). پشم رنگین زده شده. (ناظم الاطباء): {/Bوَ تَکُونُ اَلْجِبََالُ کَالْعِهْنِ اَلْمَنْفُوشِ . ۱-۵۱۰۱:۵/}(قرآن ۱۰۱/۵).
کلمات همقافیه با «منفوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر