معنی منفطر
7 بازدید
[ مُ فَ طِ ] (ع ص) شکافته شونده. (غیاث). شکافته شونده و شکافته. (آنندراج). شکافته شده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): {/B اَلسَّمََاءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ کََانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً. ۱-۶۷۳:۱۸/}(قرآن ۷۳/۱۸). رجوع به انفطار شود.
کلمات همقافیه با «منفطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر