معنی منفخه
7 بازدید
[ مِ فَ خَ / خِ ] (از ع، اِ) منفخ. دم. دم آهنگران. (یادداشت مرحوم دهخدا). || آلتی کاواک که بوسیلهٔ آن دارویی یا غباری یا مایعی را در گلو و بینی و گوش و مانند آن دمند. (یادداشت مرحوم دهخدا): لهات را چون فرودآمده باشد باز جای برد [ نوشادر ] چون به منفخه اندردمند. (الابنیه فی حقایق الادویه) (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «منفخه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خه» برای سرودن شعر