معنی منفاض
6 بازدید
[ مِ ] (ع ص) زن بسیارخنده، او هی بالصاد المهملة. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). رجوع به منفاص شود. || (اِ) کسایی که گسترند تا خرما یا برگ و مانند آنها هنگام تکان دادن درخت بر آن ریزد. مِنفَض. (از اقرب الموارد) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «منفاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر