معنی منغس
7 بازدید
[ مُ غَ س س ] (ع ص) غوطه خورده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گربهٔ رانده شده به غس غس گفتن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منغس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غس» برای سرودن شعر