معنی منعوش
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) میت منعوش؛ مردهٔ برنعش نهاده. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). برده شده بر نعش. (از اقرب الموارد). رجوع به نعش شود.
کلمات همقافیه با «منعوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر