معنی منطقة
7 بازدید
[ مِ طَ قَ ] (ع اِ) کمربند و آنچه بدان میان را بندند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). میان بند. (آنندراج). کمربند. مِنطَق و در مصباح آمده منطقة همان است که مردم آن را «حیاصة» گویند. ج، مناطق. (از اقرب الموارد). از وسایل ملوک و آن چیزی بوده است که بر میان می بستند و در زمان ما حیاصة گویند و آن از وسایل قدیم است و روایت شده که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) منطقه ای داشته است. پادشاهان هنگام بخشیدن خلعت و تشریف به امیران منطقه را بر میان آنان می بستند و آن بر حسب اختلاف مراتب انواع گوناگون داشته است چنانکه بعضی از آنها از طلای مرصع به گوهر بوده است. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۱۲۷). رجوع به مدخل بعد شود. - منطقة ذات البروج؛ منطقةالبروج. دایرهٔ عظیمهٔ فلکی مانند کمربند که در آن دوازده برج واقع شده و چنان به نظر می آید که آفتاب در میان آنها در مدت سال متوالیاً سیر می نماید. (ناظم الاطباء). رجوع به منطقةالبروج شود.
کلمات همقافیه با «منطقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر