معنی منطرقات
5 بازدید
[ مُ طَ رِ ] (ع ص، اِ) اجسام معدنی. (از ذیل اقرب الموارد). جِ منطرقة. چکش خوارگان. معدنیات چکش خواره . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به منطرقة و منطرق شود.
کلمات همقافیه با «منطرقات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر