معنی منصور ثانی

معنی منصور ثانی

5 بازدید
[ مَ رِ ] (اِخ) ابن نوح بن منصور، ملقب به ابوالحارث. وی پس از فوت پدر به سال ۳۸۷ هـ . ق. به امارت رسید. در اوایل سلطنت او عده ای از رجال و امرا به مخالفت با او برخاستند و منصور به ناچار ترک بخارا گفت ولی به دعوت فایق و وساطت بزرگان بخارا به پایتخت برگشت و فایق بر کارها مسلط شد. منصور، بکتوزون حاجب را به جای سیف الدوله محمود به سپهسالاری خراسان منصوب کرد، اما فایق که با بکتوزون میانهٔ خوبی نداشت ابوالقاسم سیمجوری را برای بیرون کردن بکتوزون از خراسان و گرفتن مقام او تحریک کرد. ابوالقاسم از ری به گرگان و از آنجا به نیشابور تاخت ولی در این محل از بکتوزون شکست یافت. سرانجام بکتوزون و فایق که هر دو از منصور ناراضی شده بودند به خلع او اتفاق کردند و در سال ۳۸۹ هـ . ق. او را از امارت برکنار کردند و پس از یک هفته میل در چشم او کشیدند و برادرش عبدالملک را که طفلی بیش نبود امیر خواندند. رجوع به تاریخ مفصل ایران تألیف عباس اقبال و تاریخ گردیزی ص ۴۵ و حبیب السیر و تاریخ گزیده شود.

کلمات هم‌قافیه با «منصور ثانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید