معنی منشیباشی
4 بازدید
[ مُ ] (ص مرکب، اِ مرکب)سرپرست منشیان. رئیس منشیان و کاتبان.
کلمات همقافیه با «منشیباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر