معنی منشیء
6 بازدید
[ مُ شِ ءْ ] (اِخ) نامی از نامهای خدای تعالی. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ مُ شِ ءْ ] (ع ص) نوآفریننده. (مهذب الاسماء). مبدع. (یادداشت مرحوم دهخدا). خلق کننده. ایجادکننده : واهب العقل و ملهم الالباب منشی ءالنفس و مبدع الاسباب. سنائی (حدیقه چ مدرس رضوی ص ۶۱). منشی ء فکرتم چو از دو طرف گشت معنی ستان و لفظسپار... انوری (دیوان چ مدرس رضوی ص ۱۸۶). چه نفس به استقلال بی مشارکت روح منشی ء آن خواطر بود و صدق از صفات نفس دور. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۱۷۶). رجوع به انشاء و رجوع به مُنشی (معنی دوم) شود.
کلمات همقافیه با «منشیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر