معنی منشوی
3 بازدید
[ مُ شَ ] (ع ص) بریان. (آنندراج) (از منتهی الارب). بریان شده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انشواء شود.
کلمات همقافیه با «منشوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر