معنی منشن

معنی منشن

7 بازدید
[ مَ نِ ] (اِ) به معنی منش است که به معنی خوی و طبیعت باشد. (برهان). مزید علیه منش بر قیاس گزارشن و پاداشن. (آنندراج). خوی و سرشت و منش و طبیعت و مزاج. (ناظم الاطباء). || همت و کرم. (برهان). همت و کرم و جوانمردی. || وقار و گرانی و شکوه و حشمت و بزرگواری. (ناظم الاطباء). || اندیشه. پنداشت. (یادداشت مرحوم دهخدا): بغایت عظیم پهریخته بودند و پاکیزه در منشن و گوشن و کنشن. (مقدمهٔ ارداویرافنامه ترجمهٔ قدیم یادداشت ایضاً).رجوع به منش شود.
[ مُ شِ ] (اِخ) مونشن. رجوع به منیخ شود.

کلمات هم‌قافیه با «منشن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید