معنی منشعبة
6 بازدید
[ مُ شَ عِ بَ ] (ع ص) تأنیث منشعب. ج، منشعبات. رجوع به منشعب و منشعبات شود. || (اصطلاح صرف عربی) بناهای جداگردیده از اصل به الحاق یا تکرار حرفی مانند اکرم و کَرَّمَ. (از تعریفات جرجانی). رجوع به منشعب شود.
کلمات همقافیه با «منشعبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر