معنی منشب
5 بازدید
[ مِ شَ ] (ع اِ) غورهٔ خرمای هیچکاره. ج، مناشب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دام و کمند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).[ مُ نَ شْ شَ ] (ع ص) برد منشب؛ چادر نگارین به نگار تیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «منشب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شب» برای سرودن شعر