معنی منسی

معنی منسی

7 بازدید
[ مَ سی ی / مَ ] (ع ص) فراموش شده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). فراموش کرده شده. (غیاث) (آنندراج). فراموش شده و در فراموشی نهاده و غفلت شده و اهمال کرده شده و سهل انگاری شده و سهوشده. (ناظم الاطباء): {/Bفَأَجََاءَهَا اَلْمَخََاضُ إِلی ََ جِذْعِ اَلنَّخْلَةِ قََالَتْ یََا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هََذََا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّا. ۱-۱۵۱۹:۲۳/}(قرآن ۱۹/۲۳). گمان مبر که بماند سوی خدا آن روز ز کرده هات به مثقال ذره ای منسی. ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص ۳۶۲). جز محمد منشی که محمد منسی انگاشته اند ازیرا از دفتر مذکوران نام او برداشته... (نفثةالمصدور چ یزدگردی ص ۱۲۱). || آنکه بر رگ نسای وی رسیده باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آنکه بر رگ نسای وی آسیبی رسیده باشد و در این معنی به کسر میم نیز قرائت شده است. (از اقرب الموارد).
[ مُ ] (ع ص) فراموش گردانندهٔ چیزی مر کسی را. (آنندراج). آنکه سبب فراموشی و نسیان گردد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): بنات افکارش غیرت حور و ولدان است، ابیات دلاویزش ناسخ سخنان سحبان و منشآت لطف آمیزش منسی احسان حسّان. (مقدمهٔ دیوان حافظ منسوب به محمد گلندام چ قزوینی ص ق).
[ مَ نَ سْ سی ] (اِخ) (به معنی فراموشکار) اول زادهٔ یوسف است و چون یعقوب را اجل فرارسید یوسف منسی و افرائیم را با خود برداشته و به نزد بستر یعقوب برد تا ایشان را مبارک فرماید... (از قاموس کتاب مقدس). پسر یوسف بن یعقوب البکر که یکی از اسباط بنی اسرائیل بدو منسوب است. (از اعلام المنجد). رجوع به قاموس کتاب مقدس و سِفْرِ تکوین ۴۸ آیهٔ ۵ و مدخل بعد شود.
[ مَ نَ سْ سی ] (اِخ) پسر حزقیا و جانشین وی بر تخت مملکت یهود که در سن دوازده سالگی و به سال ۶۹۸ ق.م. بر تخت شهریاری نشست و به سال ۶۴۲ ق.م. درگذشت. (از قاموس کتاب مقدس). رجوع به همین مأخذ و مدخل قبل و بعد شود.
[ مَ نَ سْ سی ] (اِخ) نام ناحیه ای که تقسیم آن بدین تفصیل است: ۱ -ناحیه ای در طرف شرقی اردن که شامل نصف ملک جلعاد تا باشان و ارجوب بود؛ یعنی از محنایم تا حرمون و از اردن و دریای جلیل تا به دشت سوریه امتداد داشت. ۲ -ناحیه ای در مغرب اردن که از دریای مدیترانه تا به اردن و از اشیر و یساکار به طرف شمال تا به افرائیم به طرف جنوب امتداد می داشت. (از قاموس کتاب مقدس). رجوع به همین مأخذ و مدخل قبل شود.
[ مُ سِ ] (اِخ) دوک مارشال فرانسوی که در سالهای ۱۷۹۴ و ۱۸۰۸ و ۱۸۲۳ م. خود را مشهور و ممتاز ساخت و در سال ۱۸۱۴ در مقابل متحدین از پاریس دفاع کرد (۱۷۵۴-۱۸۴۲م.). (از لاروس).

کلمات هم‌قافیه با «منسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید