معنی منسوخی
5 بازدید
[ مَ ] (حامص) ابطال و نسخ و متروکی و موقوفی. (ناظم الاطباء). زایل کردگی. نسخ کردگی : بوحنیفه گرچه بود اندر شریعت مقتدا کس نشست از آب منسوخی سخنهای زفر. سنائی.
کلمات همقافیه با «منسوخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر