معنی منسلک
6 بازدید
[ مُ سَ لِ ] (ع ص) درآینده در چیزی و سلک شونده. (غیاث) (آنندراج). درآمده در چیزی. (از اقرب الموارد). درآینده در چیزی و سلک شونده و متصل پیوسته و افزوده شده. (ناظم الاطباء). - منسلک داشتن؛ در رشته کشیدن. به سلک کشیدن. (یادداشت مرحوم دهخدا). - منسلک شدن؛ به سلک کشیده شدن. در رشته کشیده شدن. (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «منسلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر