معنی منسل
6 بازدید
[ مَ سَ ] (اِ) به هندی زرنیخ سرخ است. (فهرست مخزن الادویه). زرنیخ سرخ. (الفاظالادویه).[ مُ سَ ] (ع ص) زاده شده. (آنندراج) (از منتهی الارب). زاییده شده و متولدشده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به اِنسال شود.[ مَ سِ ] (ع اِ) نژاد و خاندان. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس) (از فرهنگ جانسون).[ مُ سِ ] (ع ص) ستور که هنگام پشم ریختن رسد آن را. (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مرغ کریزکرده. || شتر پشم ریخته. || جامهٔ پایین افتاده. (ناظم الاطباء). || گیاه صلیان که که شاخه ها را بیرون آورده و فروانداخته باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پیشی گیرنده بر قوم. (آنندراج) (از اقرب الموارد). آنکه پیشی می گیرد دیگران را. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منسل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سل» برای سرودن شعر