معنی منستس
7 بازدید
[ مِ نِ تِ ] (اِخ) منسته . از پادشاهان قدیم آتن بود که تزه را از سلطنت خلع کرد و خود در جنگ تروا به هلاکت رسید. (ترجمهٔ تاریخ فوستل دوکولانژ) (از لاروس).
کلمات همقافیه با «منستس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تس» برای سرودن شعر