معنی منذور
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) واجب گردانیده شده. (آنندراج). || نذرشده و عهد و پیمان شده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منذور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر