معنی مندیله
6 بازدید
[ مِ / مَ لَ / لَ ] (از ع، اِ) مندیل : غیر دستار گه پیچش مندیلهٔ او نیست چیزی که بگیرند و دگر بگذارند. نظام قاری (دیوان ص ۶۳). عمامه دست مندیله بسر می زد. نظام قاری (دیوان ص ۱۳۹). رجوع به مندیل شود.
کلمات همقافیه با «مندیله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر